سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
قالب وبلاگ

بیداری
بیداری اولین مرحله تکامل است، پس بیدار نشو! 
لینک دوستان

در این روزگاران، مردم چهار گروه‏اند:

- گروهى اگر دست به فساد نمى‏زنند، براى این است که، روحشان ناتوان، و شمشیرشان کند، و امکانات مالى، در اختیار ندارند.

- گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده، و شرّ و فسادشان را آشکار کرده‏اند، لشکرهاى پیاده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند. دین را براى به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رییس و فرمانده گروهى شوند، یا به منبرى فرا رفته، خطبه بخوانند. چه بد تجارتى، که دنیا را بهاى جان خود بدانى، و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایى.

- گروهى دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را مى‏طلبند، و با اعمال دنیا در پى کسب مقام‏هاى معنوى آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه مى‏دهند. گام‏ها را ریاکارانه و کوتاه بر مى‏دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى‏آرایند، و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى‏دهند.

- و برخى دیگر، با پستى و ذلّت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده‏اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشیده‏اند. اینان هرگز، در هیچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده‏اند. 

وصف پاکان در جامعه مسخ شده 
در این میان گروه اندکى باقى مانده‏اند که یاد قیامت، چشم‏هایشان را بر همه چیز فرو بسته، و ترس رستاخیز، اشک‏هایشان را جارى ساخته است، برخى از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگى مى‏کنند، و برخى دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده‏اند، بعضى مخلصانه همچنان مردم را به سوى خدا دعوت مى‏کنند، و بعضى دیگر گریان و دردناکند که تقیّه و خویشتن دارى، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانى وجودشان را فرا گرفته گویا در دریاى نمک فرو رفته‏اند، دهن‏هایشان بسته، و قلب‏هایشان مجروح است، آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند.

 

*خطبه32 نهج البلاغه 


[ چهارشنبه 90/11/5 ] [ 8:26 عصر ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

تا بوده همین بوده، که آدمی لایه های پنهانی نفسانیت خودش را بالاخره نشان خواهد داد. یک جایی، یک زمانی، در گوشه ای و در لحظه ای تاریخ ساز.
دیشب مطلبی از آیت الله مصباح یزدی را مطالعه می کردم که پیرامون جریان انحرافی روشنگری می کردند و نکته ای بسیار زیبا می فرمودند: که در مورد فتنه های اجتماعی بسادگی

نمی توان به علت و ریشه های آن پی برد. علتش هم آن است که در این چنین فتنه هایی شیطان از سالها قبل زمینه سازی و بسترسازی نموده است و ما نمی دانیم چه دلهایی را شخم زده، بذر خودش را کاشته و سالها آبیاری کرده تا در زمان مورد نظر بهره برداری کند.
از این رو فتنه های اجتماعی بسیار پیچیده هستند.
امروز فیلم سینمایی تنهاترین سردار را می دیدم و نشان می داد که چگونه جعده –لعنت الله علیه- به قتل امام حسن مجتبی علیه السلام رضایت داد. جعده ای که همسر سرور و سالار دوجهان بود، ناگهان حب جاه و شهرت او را به هلاکت جهنم فرستاد. سالها با ظاهری موجه زندگی کرد، تاجایی که همسر امام زمانش شد، ولی ناگهان خصلتهای پنهانی در لایه های نفسانیتش، کار دستش داد.
درجریان فتنه 88 هم دیدیم که نخست وزیر، نماینده و برخی از یاران امام لغزیدن. باید دید که، کدام خصلتهای پنهانی شان، سرباز کردند و درلحظه تاریخ ساز آنها را به زمین زدند.
و اما مراد اصلی ام این بودکه خواستم بگویم، حواسمان به خصلتهای پنهانی خودمان باشد. هرکس یک نقطه ضعف و یک خصلت پلید پنهانی ممکن است داشته باشد.که سالها با نقاب دین و دینداری خودش را پنهان کرده است و منتظر یک لحظه تاریخ ساز نشسته تا ضربه کاری خودش را بر پیکرمان بزند. چه بهتر اینکه قبل از رسیدن آن لحظه، ما به سراغش برویم و با آن دست به گریبان بشویم و چنان او را بفشاریم که نفسهای پایانی اش را بزند و تا گزند او در امان بمانیم.



[ یکشنبه 90/11/2 ] [ 3:5 عصر ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بیداری اولین مرحله تکامل است، پس بیدار نشو!
موضوعات وب