سفارش تبلیغ
صبا
قالب وبلاگ

بیداری
بیداری اولین مرحله تکامل است، پس بیدار نشو! 
لینک دوستان

عضو خبرگان رهبری گفت: خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا به حال اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با جمعی از مسئولان شورای عالی زنان با اشاره به نعمت پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری حضرت امام خمینی(ره) و جانشین شایسته‌اش گفت: امروز بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی می‌گذرد و فعالیت‌های بسیار زیادی در نظام صورت گرفته و گاه باعث بهت جهانیان شده است، اما هنوز تا رسیدن به نقطه ایده‌آل فاصله بسیاری داریم.
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان این‌که نواقص و مشکلاتی در این سه دهه باعث شده تا به اسلام ناب نرسیم ادامه داد: باید مسایل را به صورت ریشه‌ای حل کرد و مشکلات و نواقصی را که جلوی تحقق این امر را گرفته‌اند شناسایی و در جهت رفع آنها برآمد.
وی با اشاره به وجود دومشکل در بعد شناخت و بینش گفت: به اسلام باید به عنوان یک مجموعه ارگانیک نظر کرد، یعنی بدانیم اسلام مجموعه‌ای است که اعضایش تأثیر و تأثر متقابل در یکدیگر دارند و همه اعضای آن زمینه رسیدن به هدف واحد را فراهم می‌کنند.
علامه مصباح یزدی اولین مشکل را عدم این نوع بینش در کشور دانست و گفت: متأسفانه این نگرش که همه بخش‌های اسلام مانند پیکره واحدی است که تنها رشد در یک بخش نمی‌تواند راهگشا باشد، در کشور ما و دیگر کشورها جانیفتاده است.
عضو خبرگان رهبری در توضیح مطلب فوق ادامه داد: این که می‌گوئیم اسلام جامع بوده و همه چیز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سیاست در آن وجود دارد، نه بدان معناست که هرکدام بخش مستقلی است، بلکه همه این بخش‌ها به هم پیوسته و در یکدیگر تأثیرگذارند.
علامه مصباح یزدی با اشاره به اینکه هر بخش از اسلام دارای لایه‌های مختلف است، دومین مشکل را نگاه سطحی به اسلام دانست و اظهار داشت: اگر به لایه‌های عمیق آن توجه نکنیم چه بسا در درازمدت دین را از بین ببریم، چرا که نگاه سطحی به اسلام مانند درختی است که ریشه‌ای ندارد.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه به عنوان نمونه به مسأله ولایت‌فقیه اشاره کرد و گفت: حتی در بین مسئولان نیز کسانی که واقعا ولایت‌فقیه را شناخته و بدان اعتقاد دارند کم‌اند و حتی عده‌ای معتقدند این‌که یک روحانی آن هم به حکم دین در رأس مسائل کشور قرار بگیرد، امری اشتباه است.
وی افزود: با وجود این مشکلات، اگر هزار بار درباره حقوق زن تحقیق و اجتهاد کرده و مراجع هم نظر بدهند، ولی مسئولان کشور به آن اعتقاد نداشته باشند اصلا تصویب و اجرا نخواهد شد و حتی قوانینی بوده است که با رأی قاطع تصویب شده وشورای نگهبان نیز تأیید کرده، اما از آنجا که مطابق میل مجریان نبوده، متروک مانده است.
علامه مصباح یزدی ادامه داد: پس مشخص می‌شود آنچه اهمیت دارد تقویت اعتقاد قلبی مردم و مسئولان به اسلام است که در این صورت حاضرند تا پای جان برای آن ایستادگی کنند.
علامه مصباح یزدی با اشاره به لزوم فعالیت و تلاش در دو جهت فکری ادامه داد: اول آنکه اسلام به طور کامل در نظر گرفته شود و تجزیه نشود، چرا که اگر مثلا مسأله حقوق زن حل شود و دیگر بخش‌های اسلام اجرا نشود، اثری نخواهد بخشید و باز هم ضعف وجود خواهد داشت.


عضو خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: اگر روزی مسئولینی بر سرکارآیند که در ابدی بودن احکام اسلام تشکیک کنند ـ همان‌گونه که در دوره‌ای چنین شد ـ اساس اسلام زیر سئوال می‌رود و جایی برای بحث‌هایی مانند حقوق زن در اسلام و غیره باقی نمی‌ماند.
وی ادامه داد: دومین فعالیتی که باید صورت گیرد پی بردن به عمق اسلام و عقیده قلبی نسبت به آن به ویژه در مسائل اعتقادی، و عمل به اسلام است.
آیت‌الله مصباح یزدی با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در دورن جامعه ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است، و همان‌طور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای انقلاب و اسلام جلوه می‌کند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان می‌کند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض می‌کند.
وی ادامه داد: چگونه کسی که در عمرش با عالمی ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربه‌ای به اسلام می‌زند، می‌تواند برای اسلام مفید باشد، و معلوم نیست چه شده که برخی نیز به آن‌ها دل بسته‌اند!
استاد اخلاق حوزه علمیه قم گفت: اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار می‌شویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و می‌بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده‌اند که خود پرورش داده‌ایم. این عزل و نصب‌ها از کجا در می‌آید؟ این حرف‌های ملی‌گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل‌گیری است، برای چیست؟ ملی گرایی و دم زدن از مکتب ایرانی با چه انگیزه‌ای می‌تواند صورت بگیرد؟
این متفکر اسلامی افزود: اگر روزی از ما بپرسند چرا برای تساوی ارث زن و مرد کاری نکردید شاید بتوانیم عذری بیاوریم، ولی اگر به ما بگویند چرا اساس اسلام را حفظ نکردید چه عذری می‌توانیم بیاوریم؟!
علامه مصباح یزدی با اشاره به تاریخ صدر اسلام گفت: همان کسانی که از اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودند پس از رحلت ایشان علی علیه‌السلام را خانه‌نشین کردند، و بنی‌امیه که با نام اسلام بر سرکار آمدند کاری کردند که بر همه منابر به لعن علی علیه‌السلام می‌پرداختند و مجاهدان و یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز اعتراضی نکردند؛ پس جای تعجب نیست اگر برخی از یاران امام، روزی علیه اسلام و انقلاب به پا خیزند (همانگونه که سران فتنه گذشته این چنین کردند)، و جای تعجب نخواهد بود اگر برخی از کسانی که امروز دم از رهبری می‌زنند و از یاران رهبری هستند، فردا فتنه بزرگ‌تری را به وجود آورند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.
علامه مصباح یزدی در پایان، طول عمر رهبر شایسته و مدبر نظام اسلامی را از خداوند مسألت کرد و گفت: بزرگ‌ترین نعمتی که برای حفظ اسلام به آن امید داریم، وجود مقام معظم رهبری است.


[ پنج شنبه 90/1/25 ] [ 6:19 عصر ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

نوروز یک مقطع جدیدى است.

 جدید بودن مقطع این فایده را دارد که انسان این فرصت را پیدا میکند که به کارهاى گذشته و آینده‌ى خود فکر کند؛ یعنى بگوید خب، حالا این سالى که گذشت، ما این اشکالات را داشتیم؛ از این سال شروع کنیم درست کردن، اصلاح کردن. در همه‌ى امور زندگى، این معنا مى‌آید.

 به نظر من اولى‌ترین نقطه‌اى که انسان خوب است به فکر بیفتد، رابطه‌ى خودش با خداست. اول سال که میشود، آدم فکر کند که خب، سال گذشته و قبلش هر جور بود، گذشت؛ الان یک مقطع جدیدى است؛ یک رابطه‌ى جدیدى با خداى متعال تعریف کنیم؛ هم در جنبه‌هاى ایجابى، هم در جنبه‌ى نفى‌اى. جنبه‌ى نفى‌اى یعنى گناه. انسان به بعضى گناه‌ها عادت کرده؛ لذا اهمیت آنها را درک نمیکند. اگر انسان یک تأمل بکند، اینها را در رفتار خودش، در عمل خودش متوجه میشود. البته انسان به خودش حسن‌ظن دارد. معمولاً انسان با خودش کمتر سوءظن پیدا میکند. این گرفتارى بنى‌آدم است که کارهاى خودش را توجیه میکند؛ لیکن اینجور هم نیست که نشود، خداى متعال با ما احتجاج کند. بنابراین حجت بر ما تمام است. دقت بکنیم، پیدا میکنیم.

 در قلب انسان و در روح و وجدان انسان یک باطنى وجود دارد که او معمولاً با خود ما صادق است. ولو ظواهر قلب، ما را فریب میدهد، اما باطن قلب با ما صادق است. امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتى فرمودند: من در فلان قضیه، در باطن قلبم هم ناراحت نمیشوم. واقعاً همین جور است؛ قلب یک باطنى دارد که ما کمتر به آنجا سر میکشیم. اگر انسان به آنجا سر بکشد، خودش را در مقابل خود افشاءشده مشاهده میکند.

خب، انسان به بعضى گناه‌ها عادت کرده، بعضى گناه‌ها را کوچک شمرده و به آنها تن داده. سال نو یکى از کارهائى که میشود کرد، همین است؛ آدم ببیند چطور میشود گناهان را کم کرد؛ یعنى بنویسند.

 پارسال یا پیرارسال بود که من شرح حال شهید افشردى (باقرى) را میخواندم - به نظرم شرح حال ایشان یا یکى دیگر از همین شهدا بود - در آنجا ذکر شده بود که ایشان هر روز خطاهاى خود را مینوشته؛ همین که در توصیه‌ى علماى اخلاق و در توصیه‌هاى بعضى از احادیث و اینها هم هست که خطاهاى خودتان را بنویسید، هر شب خودتان را محاسبه کنید. او این چیزها را روى کاغذ مینوشته. ماها رومان نمیشود خودمان بنویسیم، روى کاغذ بیاوریم، علنى کنیم؛ ولو بین خودمان و کاغذ. او در یادداشتهاى خود نوشته بود که مثلاً من شب دیدم امروز این چند تا گناه را انجام دادم.

 این محاسبه‌ى نفس، خیلى چیز خوبى است. انسان باید خود را محاسبه کند، بعد یکى یکى از انجام گناهان خود کم کند. ما به بعضى از گناه‌ها عادت کرده‌ایم - گاهى انسان پنج تا، شش تا، ده تا گناه را عادت کرده - همت کنیم اینها را یکى یکى کنار بگذاریم؛ این نقاط ضعف را یکى یکى کم کنیم.

 در جنبه‌ى ایجابى هم همین جور. به نظر من اگر چنانچه شروع اهتمام از خودِ همین نماز باشد - چون نماز خیلى مهم است - این خیلى کارگشاست. انسان نماز را خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد. حضور قلب یعنى انسان از آنچه که میگوید و آنچه که در ذهنش میگذرد و بر زبانش جارى میشود، غافل نباشد؛ اینجور نباشد که نفهمد. مثلاً من که حالا دارم با شما حرف میزنم، خب، شما مخاطبید. انسان توجه دارد که یک مخاطبى دارد و دارد گوش میکند و دارد حرف میزند. در نماز هم همین جور باشد؛ یک مخاطبى داشته باشیم، با او حرف بزنیم. من حتّى عرض میکنم اگر کسى معناى نماز را هم نداند، اصلاً هیچ نداند معناى این عبارات چیست، اما همین قدر بداند دارد با یکى حرف میزند، دارد با خدا حرف میزند، این قضیه انسان را نزدیک میکند - «قربان کلّ تقىّ»(4) - این خودش مقرب است؛ تا اینکه حالا مثل ماها که معنایش را میدانیم و تفسیرش را میدانیم و چندین کتاب درباره‌اش خوانده‌ایم، اما وقتى که نماز میخوانیم، بالمرّه یادمان میرود که چه کار داریم میکنیم. به قول صائب - حالا شعرش یادم نمى‌آید، اما مضمونش این است - غیر از خدا که به یادت نمى‌آید، هر چى دیگر توى نماز یادت مى‌آید؛ گم کرده باشى، پیدا میکنى.

 نماز خوب است؛ حضور قلب در نماز - یعنى توجه به اینکه داریم حرف میزنیم، مخاطبى داریم - شروع خوبى است؛ نماز اول وقت همین جور؛ نماز به جماعت همین جور؛ نوافل همین جور؛ این فهرست را میشود انسان ذره ذره در زندگىِ خودش وارد کند. اگر همت کنیم، بالاخره سال نو میتواند این مبارکى‌ها را ان‌شاءاللَّه با خودش داشته باشد.

 البته غیر از این چیزها هم هر کدام از ماها - من، شماها - یک کارى داریم، یک شغلى داریم، یک جریان ویژه‌اى در زندگى خودمان داریم؛ آن را هرچه بهتر انجام دهیم، دقیق‌تر انجام دهیم، سعى کنیم ان‌شاءاللَّه خدائى‌ترش کنیم، طبعاً آثار بیشترى خواهد داشت.


[ پنج شنبه 90/1/25 ] [ 5:58 عصر ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

تهران شقایقهای پرپری رادر جنوب خود (بهشت زهراء)دردل خاک میهمان دارد که هر مسافری رابه یاد حماسه های جاودانشان میاندازد.رایحه دلپذ یر و مشام نواز معطری که از خاک شهید سید احمد پلارک که پایانی ندارد نظر همگان را به خود جلب میکند

کسانی که زیاد بهشت زهرا می‌روند، به او می‌گویند شهید عطری. خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارک نذر و نیاز می‌کنند و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خواهند. 

او معجزه خداوند است. 

از سنگ قبرش همیشه عطر ترشح می‌کند، همیشه نمناک است و هم بوی گلاب و گلهای معطر دارد.هیچ وقت روز سر مزار شهید سید احمد پلارک خالی نیست همیشه میهمان دارد مادرش اینطور نقل کرده که پسرش در مدت عمرش سه کار را هرگز ترک نکرده:

(1) نماز شب؛ در 13 سالگی تا به هنگام شهادت 23 سالگی نماز شبش ترک نگردیده بود. شبهای بسیاری سر بر سجده عبادت با خدای خود نجوا می کرد و اشک می ریخت...

(2)غسل روز جمعه

(3)زیارت عاشورای هر صبح

(4)ذکر 100صلوات در هرروز و100 بار لعن بنی امیه

اشکهای شهید سید احمد پلارک امروز رایحه معطری است که انسانها را تسلیم محض اراده و قدرت آفریدگارش میکند. 



سید احمد پلارک

فرزند سید عباس متولد 1344 تهران و اصالتاً تبریزی است. در سال66عملیات کربلای 8در شلمچه به شهادت رسید.

در 6سالگی پدر را از دست داد و چون تک پسر خانواده بود علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد.

او در خیابان ایران میدان شهدا و در محله‌ای مذهبی زندگی می‌کرد. مسجد حاج آقا ضیاء آبادی (علی بن موسی الرضا(ع) ) مأمن همیشگی‌اش بود. اگر چه او از بچگی نمی‌شناختم اما از سال 63رفاقتمان شدیدتر شد.

وی دائماً به منطقه می‌رفت و من از سال 65به او ملحق شدم و از نزدیک همراهیش نمودم. او فرمانده آ ر پی چی زنهان گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص) بود. احمد مثل خیلی از شهدای دیگه بود. به مادرش احترام می‌گذاشت، به نماز اول وقت اعتقاد داشت، نماز شبش ترک نمی‌شد.

همیشه غسل جمعه می‌کرد. سوره‌ی واقعه رو می خوند و... اما این که چرا مزارش خوشبو شده و دو سه بار هم که سنگش رو عوض کردن باز هم خیلی از نیمه شب‌ها خصوصاً تابستون‌ها فضا رو معطر می‌کند به نظر من یه دلیلی داره...

سید احمد یه مادر داره که هنوزم زنده است. خدا حفظش کند. خیلی مؤمنه واهل دله. معروف بود که تو قنوت نماز از لباش آبی می‌ریخت که معطر بود.

بعضی از زن‌ها می‌گفتند ما با چشم خودمون این مسئله رو دیدیم. امّا یه عده اونقدر با طعنه و کنایه‌ها شون پیرزن رو اذیت کردن که بنده‌ی خدا گوشه‌نشین شده ... 

فکر می‌کنم خدا خواست با خوشبو کردن مزار احمد قدرتش رو به اون‌ها نشون بده ... تازه خیلی‌ها هم از احمد حاجت می‌گیرن.



*مختصری از مناجات‌های شهید سید احمد پلارک

خدای را که ما را به دین خود هدایت نمود و اگر ما را هدایت نمی‌کرد، ما هدایت نمی‌شدیم. السلام علیک یا ثارالله،‌ ای چراغ هدایت و ای کشتی نجات، ای رهبر آزادگان، ای آموزگار شهادت بر حرّان. ای که زنده کردی اسلام را با خونت و با خون انصار و اصحاب با وفایت، ای که اسلام را تا ابد پایدار و بیمه کردی.

آقا جانم، وقتی که ما به جبهه می‌رویم به این نیت می‌رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان بر روی مادر شیعیان زده، برای انتقام آن بازوی ورم کرده می‌رویم، برای گرفتن انتقام آن سینة سوراخ شده می‌رویم. سخت است شنیدن این مصیبت‌ها.

خدایا، به ما نیرویی و توانی عنایت کن تا بتوانیم برای یاری دینت بکار ببندیم. خدایا با توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت فرما. خدایا توفیق شناخت خودت، آن طور که شهدا شناختند به ما عطا بفرما و شهدا را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما. 

خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم والله اگر تو کمک نمی‌کردی و تو یاریم نمی‌کردی به اینجا نمی‌آمدم و اگر تو ستّارالعیوبی را برمی‌داشتی، می‌دانم که هیچکدام از مردم پیش من نمی‌آمدند هیچ، بلکه از من فرار می‌کردند، حتی پدر و مادرم. خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانی که مانع از رسیدن بنده به تو می‌شود. الهی العفو.


*همسفر آفتاب

شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ، به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد . او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همیشه بوی بدی بدن او را فرا میگرفت . تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بوده ، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود .

بعد از بمب باران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلابی از زیر آوار می آید . 

وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود .

هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرا تهران ، در قطعه 26 به خاک میسپارند ، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس میشود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک میباشد بطوریکه اگر سنگ قبر شهید پلارک رو خشک کنید ، از اونطرف سنگ خیس میشه و گلاب ازش بیرون میاد.

می گویند شهید پلارک مثل یکی از سربازان پیامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسیل الملائکه " بوده است ." غسیل الملائکه " به کسی می گویند که ملائکه غسلش داده‌ باشند . در تاریخ اسلام آمده که حنظله غسیل الملائکه که از یاران جوان پیامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج می کند و در حجله می خوابد . فردا صبح ، زمانی که لشکر اسلام به سمت احد حرکت می ‌کرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله کرد و بنابراین نرسید که غسل کند . او در این جنگ شهید شد و ملائکه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد . حالا گفته می شود شهید احمد پلارک عزیز هم اینچنین است و برای همین است که همیشه قبر او خوشبو و عطرآگین است .


*وصیت نامه شهید پلارک

بسم ا... الرحمن الرحیم

سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید .

یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و ا... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو...

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم )

که میدانم بر سر قبرم می آید .

ظهر عاشورا 24/6/1365

سید احمد پلارک


*نقل از بستگان شهید

( کتاب خاطرات شهید پلارک-قسمت شفاعت)

در قسمت شفاعت این کتاب به نقل از یکی از آشنایان شهید سیداحمد پلارک می خوانیم، شبی شهید سیداحمد را در خواب دیدم از او خواستم مرا شفاعت کند که سیداحمد گفت: نمی توانم تو را شفاعت کنم تنها وقتی تو را شفاعت می کنم که نماز بخوانید و به آن توجه و عنایت داشته باشید، همچنین زبانتان را از غیبت نگه دارید درغیر این صورت هیچ کاری از دست من برنمی آید.


* آرزوی شهید پلاک 

در شرح حال شهید بزرگوار سید احمد پلارک نوشته اند که این شهید بزرگوار همواره در مراسم اعیاد و مناسبت های اهل بیت(صلوات الله علیهم) کار و کوشش فراوان می کرد.

هنگامی که از او سوال می شد که نیت و هدفت چیست همواره می گفت که آروز دارم که حضرت زهرا مرا به فرزندی قبول کند..

آری!

او به آرزوی دیرینه خویش رسید

روحش شاد


تشریف ببرید زیارت کنید. آنگاه مطمئن باشید با خلوص بیشتری پرودگار بلند مرتبه را عبادت می کنیداگر دلتنگ استشمام عطر خوش شهادت ؛ 

عطر گلاب مزار شهید پلارکی ؛ بهت آدرس میدم ؛ 

اما به شرطی که قول بدی

سلام منو برسونی 

و اگر گونه هات خیس اشگ شد 

ودلت لبریز از آرزوی شهادت؛

فقط برای خودت تنها نخواهی ؛ 

برای من و همه اونهایی که آرزوی 

این گونه رفتن رو دارند هم دعا کنی 


اینم آدرس :

(بهشت زهرا، قطعه 26، ردیف 32،شماره 22، مزار شهید سید احمد پلارک)



 


[ جمعه 90/1/19 ] [ 2:25 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

موج ناآرامی‌های خیابانی در تونس، مصر، اردن، و هم‌چنین در یمن، چهره‌ی جهان عرب را متلاطم نشان می-دهد. گونه‌شناسی و تیپولوژی این ناآرامی‌ها و آسیب‌شناسی آن را در جهان عرب با حسن عباسی رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال به گفت و گو نشستیم.

o ناآرامی‌ها در کشورهای مختلف عربی، دامنه‌دار شده است و ظاهرا از یک اعتراض عمومی عادی به یک اعتراض مستمر تبدیل شده است. عمق این ناآرامی‌ها چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. عمق‌یابی این ناآرامی‌ها، موضوع مهمی است، لذا پرسش شما حائز اهمیت است. این ناآرامی‌ها از تونس آغاز شد و از این‌رو باید گونه‌شناسی را از تونس شروع کرد. در تونس دولت فاسد «بن علی» با ماهیتی غرب‌گرا و سکیولار، حدود ربع قرن بر مردم تونس سیطره داشت. سه ویژگی غرب‌گرایی، فساد، و ضداسلام بودن رژیم بن علی، عامل اصلی خیزش مردم در این کشور محسوب می-شود. این وضعیت، در مورد مصر و اردن و یمن، و کشورهای متعدد عربی نیز صدق می‌کند. یعنی دولت مبارک در مصر، و حکومت عبدالله در اردن، و رژیم عبدالله صالح در یمن نیز، هم غرب‌گرا و دست‌نشانده-ی آمریکا هستند، هم رژیم‌هایی ضد دین و به ویژه اسلام‌ستیز محسوب می‌شوند، و در نهایت، آن‌چه مردم را به ستوه آورده است، فساد گسترده‌ی آنها است.

o این ویژگی‌ها قبلا نیز وجود داشت. چرا در این برهه‌ی زمانی موج ناآرامی‌ها یکی پس از دیگری کشورهای عربی را در بر گرفته است؟
غرب‌گرایی، فساد و اسلام‌ستیزی این دولت‌ها به مرور برای مردم این کشورها مسجل شده و در ادامه‌ی روند بیداری مسلمانان در جهان عرب، آگاهی آنان گسترش یافته و وضعیتی شبیه آتش زیر خاکستر پیدا نموده است. این وضعیت که مشابه انبار باروت است نیازمند جرقه‌ای بود تا شعله‌ور شود. این جرقه از تونس زده شد. لذا آنفلوانزای تونسی، به بدن ضعیف‌شده‌ی دولت‌های عربی رسوخ کرده و آنها را دچار تب و لرز نموده است.

o میزان تاثیر آنفلوانزای تونسی را در سایر کشورهای عربی چقدر می‌دانید؟
تاثیرگذاری را باید از همان تونس اندازه‌گیری کرد. مساله‌ی تونس با فرار «بن علی» به عربستان، تمام نشده است، و هم‌چنان ناآرامی‌ها ادامه دارد. مشکل انقلاب تونس این است که سه عنصر برای عصر پس از حکومت بن علی را ندارد. عنصر اصلی، عدم وجود یک رهبر مشخص و شناخته شده است. راشد الغنوشی تاکنون نتوانسته نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. عنصر دوم، عدم وجود ساختار تشکیلات گروه معارض جایگزین است. گروه النهضه، چنین ظرفیتی نداشته و لذا یک ساختار تشکیلاتی جایگزین برای پرکردن خلأ قدرت پس از بن علی وجود ندارد. عنصر سوم، عدم شفافیت ایدئولوژی و اندیشه‌ی جایگزین است. آیا مردم تونس، اسلام و حکومت اسلامی می‌خواهند یا گونه‌ای دیگر! در فقدان این سه عنصر اساسی، نگرانی‌ها بر این است که غرب با توطئه و ترفند این خلأ را مجددا پر کند.
این مشکل برشمرده شده در تونس، در مورد اردن، مصر، و یمن نیز صدق می‌کند. در این سه کشور نیز، رهبر توانمند برای هدایت انقلاب وجود ندارد، یا هنوز شناخته نشده است. جریان اخوان المسلمین، شاگردان عاکف، یا افراد تکنوکراتی هم‌چون محمد البرادعی، در حد و توان رهبران یک انقلاب بنیادین در مصر نمی‌توانند ظاهر شوند. وجود تصاویر جمال عبدالناصر در دست برخی تظاهرکنندگان، بیشتر به جریان حزب ناصری برمی‌گردد که آن نیز فاقد قدرت فراگیر است. این وضعیت در اردنِ ملک عبدالله و یمنِ عبدالله صالح نیز موقعیت بهتری نسبت به تونس و مصر ندارد. افراد حاضر در این اعتراضات، در همه‌ی این کشورها، در شعارهای خود از «الله اکبر» استفاده می‌کنند. اما این اسلام‌خواهی مردم در جهان عرب، نیاز به امام دارد که خلأ آن بسیار مشهود است. با این خلأ، مردم در این کشورها در صحنه‌ی اعتراضی، از روشنفکران جامعه‌ی خود بسیار جلوتر هستند و این شکست جریان روشنفکری در این جوامع است.

o آیا می‌توان رهبر برای همه‌ی این جنبش‌ها مشخص کرد؟ به طور مشخص منظورم یک رهبر واحد در سطح جهان عرب است؟
بله! همان‌گونه که در دهه‌ی 1960 در مصر، جمال عبدالناصر، نقش یک رهبر را برای جهان عرب ایفا می‌کرد، می‌توان رهبر مشخص برای جهان عرب در نظر گرفت. افرادی مانند سید حسن نصرالله در جهان عرب وجود دارند که به عنوان یک «رهبر عربی» ظرفیت اداره‌ی جهان عرب را دارد، به ویژه این که وی محبوبیت گسترده‌ای در جهان عرب دارد. طیف رهبران انقلابی نسل نخست، افرادی چون حافظ اسد، ناصر، عرفات، قذافی، بن بلا، و ... گرایش ناسیونالیستی و سوسیالیستی داشتند. اما طیف رهبران انقلابی نسل دوم، افرادی چون سید حسن نصرالله، خالد مشعل، اسماعیل هنیه، و رمضان عبدالله، کسانی هستند که سه ویژگی اساسی دارند، اسلام‌گرا هستند، استکبارستیزند، و مردمی هستند. در واقع تنها گروه‌هایی که الگو برای اداره‌ی جامعه‌‌ی خود در سطح جهان عرب دارند، حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی فلسطین هستند.

o تدبیر غرب برای خلأ رهبری در جهان عرب چیست؟
غرب در جهان عرب با پیچیده‌ترین چالش‌ها از عصر فروپاشی عثمانی تاکنون، مواجه شده است، که فهرست بلندبالایی دارد. مواردی مانند:
1- رهبران غرب‌گرا و وابسته در جهان عرب، بیش از همیشه متزلزل، فرسوده، فاسد، و ناکارآمد شده‌اند.
2- غرب، با بیداری گسترده‌ی مردم در سطح جهان عرب مواجه است.
3- مردم جهان عرب، یک تحقیر تاریخی یک‌صد ساله را به دست غربیان تجربه کرده‌اند که استثمار و استبداد، جنگ و اشغال، و از همه‌ی این تحقیرها عظیم‌تر، ایجاد یک دُمل چرکی در قلب جهان عرب به نام اسراییل است. اکنون مهم‌ترین چالش غرب، این تحقیر تاریخی و بغض انباشت‌شده در جهان عرب است.
4- غرب در تربیت رهبران جوان خوش‌نام، تازه نفس، و مردمی، برای جهان عرب ناتوان بوده است، و اکنون مشکل جدی آمریکا این است که رهبر آلترناتیو برای هیچ کشور عربی در اختیار ندارد.
5- غرب، مشکل اساسی در درون تمدن خود دارد، که مهم‌ترین آن، مساله‌ی رکود اقتصادی و مساله‌ی نقض گسترده‌ی حقوق بشر، و ... محسوب می‌شود. این مشکل اساسی، موجب شده است که غرب دیگر الهام‌بخش نباشد. عدم الهام‌بخشی غرب، مشکل مهمی برای آمریکا در جهان عرب محسوب می‌شود. وجود رهبر فاسدی، مانند برلوسکونی در ایتالیا، یا سارکوزی در فرانسه، و موقعیت رقت‌بار اقتصادی انگلیس، به جای الهام‌بخشی غرب، نفرت را در دیگر جوامع برمی‌انگیزد.
این چالش‌ها، روی تدابیر آمریکا در جهان عرب در مواجهه با ناآرامی‌های اخیر تاثیر می‌گذارد. لذا مهم-ترین تدبیر غرب این خواهد بود که تغییر در حکومت‌ها در کشورهای گوناگون عربی را به تاخیر بیاندازد. از سوی دیگر تلاش خواهد کرد با کنترل صحنه، با مشخص شدن قدرت برتر در صحنه، بلافاصله به آن گروه یا فرد نزدیک شده و خود را همراه با تغییرات و تحولات معرفی کند. این تدابیر اساسی و ناگزیر غرب در مواجهه با این ناآرامی‌های اخیر در جهان عرب است.


[ پنج شنبه 90/1/18 ] [ 3:57 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

در این فکر بودم که انقلاب تونس با خودسوزی جوان دانشجویی شروع شد به بخاطر ظلمی که به او روا رفته بود صورت گرفت.

آیا این عمل زمینه ساز یک حرکت انقلابی بشود خوب است؟ آیا کافی است برای شروع یک انقلاب اسلامی؟

تا دیشب به فرازی از نهج البلاغه برخوردم که امام علی علیه السلام اینگونه می گفت:

((به من خبر رسیده که مردی از شام به خانه زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره های آنها را به غارت برده، در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع ، جز گریه کردن و التماس کردن نداشته اند..... اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تاسف بمیرد.ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است!.))

امشب هم در گفتگوی ویژه خبری نماینده ای از طرف مردم انقلابی بحرین اینگونه می گفت:

((هر روز در خیابانهای بحرین به زنان به جرم شیعی بودنشان تجاوز جنسی می شود و مردانی را که مهر(نماز) در جبیبشان پیدا می کنند به شدت زیر لگد و کتک می گیرند و مجبورشان می کنند تا مهرهایشان را در زیر پای خودشان لگدمال کنند.))

خدایا از این رنج به تو شکایت می کنیم و می گوئیم:

اللهم عجل لولیک الفرج


[ پنج شنبه 90/1/18 ] [ 2:21 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

شهید بهروز غلامیسپاه بازوی ولایت فقیه و تداوم دهند انقلاب اسلامی در جهان است؛ با شکست صدام جنگ تمام نمی شود.

بلکه جنگ تا بعد از شکست عراق ادامه دارد.

پس ما باید خودرا برای نابودی اسرائیل و آمریکا آماده کنیم.

((بخشی از وصیت نامه شهید بهروز غلامی از شهدای استان خوزستان))


[ پنج شنبه 90/1/18 ] [ 2:18 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

تاکنون دوبار بلاد مسلمین را مورد تجاوز قرار داده است و اکنون چندین کیلومتر در خاک اسلام وارد شده است و ناجوانمردانه شهرها را می‌کوبد و نابود می‌کند. صدای رگبار و خمپاره همیشه در گوش است.
مردم روستاها و شهرها آواره و سرگردان شده‌اند. کودکان گرسنه و لرزان در آغوش مادران ترسان بسیار به چشم می‌‌خورد.
زمان می‌گذرد، عبور زمان در کنار برادران خاطره می‌سازد.
اعمال متحورانه و بی‌باکانه بچه‌ها حماسه می‌آفریند.
منصور در کنار اصغر شهید شد و اصغر شاهد شهادت او بود.
اصغر در کنار رضا شهید شد و رضا شاهد شهادت اصغر بود و اما رضا در تنهایی شهید شد.
راستی شهدا همه با هم بودند و چه جمع باصفایی.

دستنوشته ای از سردار شهید محمدحسین علم الهدی از سرداران رشید استان خوزستان

((علم هدایت دانشجویان به سوی ولایت))


[ پنج شنبه 90/1/18 ] [ 2:15 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

*خدایا امت اسلام را صبر و استقامت عطا فرما تا در مقابل دشمنان خدا و کافران پایداری کنند و سپس بر آنان غلبه کنند.

*پیش بردن اسلام در جهان، جهانی که پر از فسق و فجور و خیانت ابر قدرتها است. تلاش و ایثار می‌خواهد در راه حسین(ع) سیدالشهداء رفتن، حسینی شدن را می‌‌خواهد.

دو نکته از وصیت نامه شهید حاج اسماعیل ذقایقی از سرداران استان خوزستان و فرمانده گردان بدر(مجاهدین عراقی)


[ پنج شنبه 90/1/18 ] [ 2:10 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

سردار شهید اسماعیل دقایقی

در فضای غبار آلود تشخیص راه سخت است. صفای باطن می خواهد و هدایت الهی.

آن زمان که اندیشه غربی و ولایت ستیز بنی صدر درد آور قلب امام و یارانش بود؛ آن زمان ، که حتی پاره ای از بچه های سپاه و بسیج را هم جذب کرده بود. اسماعیل بچه ها را گرد هم آورد و ترنم لبانش اینگونه بود:

"گوش به فرمان ولی فقیه باشید، نه استدلال و اجتهاد از جانب خودتان، سررشته گردنتان را به ولی فقیه بدهید تا هرجا که او رفت شما هم بروید قطعا عاقبت چنین کاری به خیر ختم می شود."

 

 

خاطره ای از سردار رشید اسلام شهید اسماعیل دقایقی از سرداران سرافراز استان خوزستان


[ پنج شنبه 90/1/18 ] [ 2:7 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]

باهم بخوانیم که امام انس و جن وقتی می خواهد از خداوند در خواست بکند چه می خواهد!؟

((نسال الله منازل الشهداء و معایشه السعداء و مرافقه الاولیاء))

از خدا درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنم. 

امام علی علیه السلام - خطبه 23 نهج البلاغه

حالا باید بگویم شهداء خوشا به سعادت شما و خوشا به حال ادامه دهنگان راه شما.


[ چهارشنبه 90/1/17 ] [ 2:17 صبح ] [ علی چمران زاده ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بیداری اولین مرحله تکامل است، پس بیدار نشو!
موضوعات وب